نقب افکنی

مترادف‌ها

خرابکاری کردن، تخریب کردن، آسیب زدن

متضادها

ستایش کردن، حمایت کردن

لغت نامه دهخدا

نقب افکنی. [ ن َ اَک َ ] ( حامص مرکب ) عمل نقب افکن. نقب زنی:
نقد شش روز ازخزانه هفت گردون برده ام
گر چه در نقب افکنی چل شب گران آورده ام.خاقانی.

فرهنگ فارسی

عمل وشغل نقب افکن نقب زنی: نقد شش روز از خزانه هفت گردون برده ام گرچه در نقب افکنی چل شب کران آورده ام. ( خاقانی.سج.۲۵۵ )

جمله سازی با نقب افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نقد شش روز از خزانهٔ هفت گردون برده‌ام گرچه در نقب افکنی چل شب کران آورده‌ام

💡 در استراتژی‌های نظامی قدیمی، نقب افکنی زیر دیوارهای قلعه‌ها یکی از روش‌های اصلی برای تخریب بنیان‌های دفاعی دشمن و ورود به قلعه بود.

💡 مهندسان نظامی باید در عملیات نقب افکنی، دقت بسیار بالایی داشته باشند تا از ریزش ناگهانی زمین و به دام افتادن سربازان جلوگیری کنند.

💡 تاریخ شواهد بسیاری از موفقیت‌های بزرگ نظامی را بر پایه عملیات‌های پیچیده نقب افکنی در زیر سنگرهای دشمن نشان می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران