نقب بریدن

مترادف‌ها

حفاری کردن، کندن

لغت نامه دهخدا

نقب بریدن. [ ن َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) نقب کندن. نقب زدن. رجوع به نقب زدن شود.

فرهنگ فارسی

نقب کندن ٠ نقب زدن ٠

جمله سازی با نقب بریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا کی از غیرت او بر سر آتش باشم ای حریفان پر پروانه بریدن دارد

💡 چون دلم خون کرد منع گریه از یاری نبود سر بریدن جای خود بستن رگ بسمل چرا

💡 به کیش من سر آن تیر را بریدن به به جرم آنکه کمان را چرا نشد قربان

💡 ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن وز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن

💡 ندهد تیغ سزای سر افسرطلبان چون سر شمع، به مقراض بریدن دارد

💡 کی کند اندیشه مرگ، آنکه پیش از مرگ مرد از بریدن نیست پروایی زبان لال را

💡 گروهی از کارگران با استفاده از تجهیزات پیشرفته حفاری، موفق شدند برای عبور از زیر دیوار محافظ، یک نقب بریدن و راه خود را باز کنند.

💡 در داستان‌های قدیمی، دزدان ماهر با نقب بریدن از زیر دیوارهای بلند قلعه، توانستند بدون اینکه کسی متوجه شود، گنجینه پادشاه را سرقت کنند.

💡 مهندسان معدن باید دقت زیادی داشته باشند تا هنگام نقب بریدن در زیر زمین، با ساختارهای ناپایدار و خطرات احتمالی سقوط مواجه نشوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران