چشم جان

لغت نامه دهخدا

چشم جان. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چشم دل. چشم خرد. مقابل چشم تن و چشم سر:
چشم سر نقش این و آن بیند
وآنچه سرّ است چشم جان بیند.سنائی.

فرهنگ فارسی

چشم دل. چشم خرد. مقابل چشم تن و چشم سر.

جمله سازی با چشم جان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کلّ من گشادستم از آن دید دو چشم جان من اینجا عیان دید

💡 خاک پای تو کسی را که شود سرمهٔ چشم چشم جان را دهد از فیض نظر همچو کشف(؟)

💡 هر کرا کحل محبت چشم جان روشن نساخت روز حشرش همچنان خواهند کور انگیختن

💡 یادم آید چشم جان پرداز عاشق سوز من چون به بینم تیغ شاه معرکه پرداز من

💡 تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل هر جا گذشت جلوهٔ جانانهٔ تو بود

💡 ای ز هجران سوخته جانم به آتش همچو شمع چشم جان بگشا که روز وعده وصل و لقاست

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز