چسپ

لغت نامه دهخدا

چسپ. [ چ َ ] ( اِ ) هرماده چسبنده ای که بوسیله آن دو چیز را بیکدیگر چسبانند. لعاب لزجی که چسباندن چیزها را بکار آید. ماده ای از نوع سریش و امثال آن که بدان کاغذ و چیزهای دیگر را بچسبانند. رجوع به چسب شود. || ( ص ) چسپیده. متصل. چنانکه در تداول عامه گویند: لباسش چسپ تن است. یا چسپ هم نشسته اند. || چالاک. فرز. جلد. چست. تر و چست. رجوع به چسپان شود.

فرهنگ فارسی

هر ماده چسبنده ای که بوسیله آن دو چیز را به یکدیگر چسبانند. یا چالاک.

جمله سازی با چسپ

💡 تیغه میانی: آخرین لایه است. یک لایه مشترک منفذ دار بین دو سلول در همهٔ بافت‌های گیاهی است که به صورت وزیکول‌هایی در هنگام سیتوکینز توسط دستگاه گلژی ساخته شده‌است. تیغه میانی قدیمی‌ترین دیواره است و نسبت به غشای سلول از دیگر دیواره‌ها دورتر است. به زبان ساده تر این لایه در تقسیم سلولی ای سیتوپلاسم را به دوقسمت تقسیم کرده و مانند چسپ میان آنها عمل می کند.تیغه میانی از جنس پکتیکی و پروتئینی می‌باشد.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز