فرنبغ

لغت نامه دهخدا

فرنبغ. [ ف َ رَم ْب َ ] ( اِخ ) از: فر ( به معنی شکوه ) + بغ ( به معنی خدا ). نام یکی از سه آتشکده بزرگ ایران کهن و به معنی آتش شکوه خدایی است. محل این آتشکده کاریان فارس بوده است. ( از خرده اوستا ص 139 ). رجوع به آذرفرنبغ شود.

فرهنگ فارسی

مرکب از فر و بغ. نام یکی از سه آتشکده بزرگ ایران کهن و به معنی آتش و شکوه خدایی.

جمله سازی با فرنبغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجود آثاری از یک دژ کهن به نام قلعه دختر و آتشکده و چشمه کنار آن که به نام قمپ آتشکده خوانده می‌شود، نشانه‌هایی از سکونت در زمان ساسانیان دارد. به اعتقاد رضا صالحیان تا نخستین سده‌های اسلامی این آتشکده جایگاه آتش مقدس بوده و هنگام تازش تازیان به ایران، بهدینان بخشی از آتش آتشکده کاریان لار را به این آتشکده بردند تا اگر آذر فرنبغ خاموش شد، آتش سپند در اینجا شعله‌ور بماند. پژوهش‌های باستان‌شناسی سر مارک اورل اشتین نشان داده است که دشت فسا و یرامون آن پیش آمده پارس‌ها در گستره تمدن ایلام کهن بوده است.

💡 آذر فرنبغ در آتشکده کاریان، یکی از سه آتشان بهرام ایرانِ مزدایسنیِ دورانِ ساسانی است که در ستایش فرِّ بَغانی افروزان نگاه داشته می‌شده و از آن دوران به جای مانده.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز