لغت نامه دهخدا
نگاه داشته. [ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مصون. ( منتهی الارب ). محفوظ. در امان:
ثبات عمر تو باد و دوام عافیتت
نگاه داشته از نائبات لیل و نهار.سعدی.رجوع به معانی نگاه داشتن شود.
نگاه داشته. [ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مصون. ( منتهی الارب ). محفوظ. در امان:
ثبات عمر تو باد و دوام عافیتت
نگاه داشته از نائبات لیل و نهار.سعدی.رجوع به معانی نگاه داشتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از این مهرها پادشاهی را نشان میدهد که از جنگ برمی گردد که در قایقی نشسته و عدهای اسیر دست بسته در جلوی پاهای او افتادهاند. در یک دست فرمانده، گرز و در دست دیگرش ریسمانی است که با آن اسیران را نگاه داشته است. در این کشتی تصویر دریانوردی به چشم میخورد که یکی از آنها روی دماغه کشتی نشسته و شیئی شبیه علامت یا پرچمی را در دست دارد.
💡 در ۱۸۵۳ عبدالمجید یکم تصمیم گرفت محل اقامتش را به قصر تازهساز دلمهباغچه منتقل کند که نخستین کاخ مدل اروپایی شهر بود. امروز قصر توپقاپی به موزه تبدیل شده است و از جذابترین جاذبههای توریستی ترکیه است. در این موزه بسیاری از آثار ادبی و هنری ایران نیز نگاه داشته میشود. در این موزه آثاری همچون لباس پیامبر اسلام، مهر نبوت، شمشیرهای مختلف، دندان، مو و کفش وی نگهداری میشود.
💡 انگیزاننده پایهریزی جمهوری پنجم، بحران الجزایر بود. هرچند فرانسه بسیاری از مستعمرههایش را در باختر آفریقا و جنوب شرقی آسیا از دست داده بود ولی هنوز الجزایر را نگاه داشته بود. سرانجام در ۵ ژوئیه ۱۹۶۲ الجزایر به استقلال رسید.