مکرمات

لغت نامه دهخدا

مکرمات. [ م َ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ مکرمة. ( ناظم الاطباء ). جوانمردیها. نیکیها. کرامتها:
مکرماتش به نوع ماند راست
نوع باقی و شخص بر گذراست.خسروی سرخسی.صاحب عادات نیک و سید سادات
قاعده ٔمکرمات و فایده حد.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی چ 3 ص 17 ).رفتی و هست برجا از تو ثنای خوب
مردی و زنده ماند زتو مکرمات تو.مسعودسعد.به مکرمات تو دعوی اگرکند گردون
بسنده باشد او را دو کف تو دو گوا.مسعودسعد.مکرمات و امید و عزت را
صدر و محراب و پیشگاهی تو.عثمانی مختاری ( دیوان چ همایی ص 565 ).نیست یک دم که بنده خاقانی
غرقه فیض مکرمات تونیست.خاقانی.به بوسیدن بساط عالی که قبله مکرمات و قبله گاه ملکات است به غایت آرزومند و متعطش می باشد. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 123 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع: مکرمه

جمله سازی با مکرمات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای بتو چشم مکرمات قریر قدر تو بر فلک نهاده سریر

💡 چونانکه هست عادت تو نشر مکرمات نشر مدایح تو مرا نیز عادتست

💡 در باغ و بوستان معالی و مکرمات ذکر شمایل تو نسیم سحر شده

💡 رفتی و هست بر جا از تو ثنای خوب مردی و زنده مانده ز تو مکرمات تو

💡 طبیعتی است در احیای مکرمات ترا که هست خاصیتش آنکه عیسوی نفس است

💡 دست او قطب بخششت و برو ساخته چرخ مکرمات مدار

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز