متعطش

لغت نامه دهخدا

متعطش. [ م ُ ت َ ع َطْ طِ ] ( ع ص ) تشنه نماینده به تکلف. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که تشنگی را بهانه می کند. ( ناظم الاطباء ). || سخت تشنه آب. آرزومند و مشتاق آب:
چند خواهی چو من برین لب چاه
متعطش به آب حیوانش.سعدی.و رجوع به تعطش شود.

فرهنگ عمید

بسیارتشنه، دارای عطش شدید.

جمله سازی با متعطش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند خواهی چو من بر این لب چاه متعطش بر آب حیوانش

💡 که همچو تشنه که میرد ز عشق آب حیات بود دلم متعطش بآب خنجر تو

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز