لیراوی

لغت نامه دهخدا

لیراوی. ( اِخ ) رجوع به دیلم شود. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ). || شعبه دوم از ایل جاکی ( از طوایف کوه گیلویه فارس ). ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 88 و 89 ). طایفه جاکی یکی از سه شعبه عمده طوایف کهگیلویه است و خود به دو شعبه تقسیم شود: بنیجه و لیراوی. لیراوی نیز به دو دسته لیراوی کوه و لیراوی دشت منقسم گردد. و لیراوی کوه دارای تقسیمات کوچکی چون: طیبی، یوسفی، بهمنی، شیرعلی و جز آن باشد. ( از جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 183 ). || یکی از طوایف ایل قشقائی ایران، مرکب از چهل خانوار که در جره و فاسو سکونت دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 84 ).

فرهنگ فارسی

یکی از طوایف کوه گیلویه فارس. لیراوی بدو دسته: لیراوی کوه و لیراوی دشت تقسیم میشود.

جمله سازی با لیراوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان لیراوی شمالی قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۱نفر (۱۲خانوار) می‌باشد.

💡 گویشوران لری جنوبی یا بهمئی (لرهای کهگیلویه) در شهرستان‌های صیدون، رامهرمز، امیدیه، باغ‌ملک، آقاجری، زیدون، بهبهان، هندیجان، ماهشهر و اهواز در کنار سایر گویشوران خوزستانی ساکن هستند. لرهای کهگیلویه ساکن در استان خوزستان از بلوک لیراوی می‌باشند و مهم‌ترین ایلات آن بهمئی،باوی، طیبی و آغاجری می‌باشد.

💡 این روستا در دهستان لیراوی شمالی قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۵۸نفر (۹۹خانوار) می‌باشد.

💡 طیبی از ایلات بزرگ لر کهگیلویه شاخه لیراوی است که در شهرستان کهگیلویه و بهبهان، لنده و سایر شهرها ساکن هستند. این ایل ۵۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.

💡 ایل جاکی اتحادی از ایلات و طوایف بویراحمد، چرام، دشمن زیاری، نویی، لیراوی، بهمئی، شیرالی (شیرعالی: شیر علی)، یوسفی و تیبی (طیبی) بود که در دو دستۀ چهار بنیچه و لیراوی متشکل شده بودند.

💡 میرزا عبدالوهاب شریعت بهبهانی، حاج عبدالرسول بشیری، دیلمی پور، شیخ حسن معتمد، حاج سیدهاشم محمدی مطلق، امیر حسن خان لیراوی از مشاهیر درگذشته این شهرستان هستند