محو و مات

لغت نامه دهخدا

محو و مات. [ م َح ْ وُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) از اتباع است. از خود بیخود. واله و حیران و مبهوت.
- محو و مات جمال کسی شدن؛ شیفته و حیران جمال شدن.
- محو و مات شدن؛ از خود بیخود شدن. واله و حیران و مبهوت شدن.

فرهنگ فارسی

واله و حیران و مبهوت

جمله سازی با محو و مات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویی پدر به خواب وی آمد که محو و مات در جستجو برآمد و نظاره گر گریست

💡 محوومات حق، همه در ذات او جمله‌ی ذرات محو و مات او

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز