مات شدن

لغت نامه دهخدا

مات شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حیران و سرگردان شدن. مشوش و مضطرب شدن. ( از ناظم الاطباء ). سخت متحیر شدن. مبهوت شدن. سخت حیرت زده گشتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مغلوب شدن شاه شطرنج. باختن در شطرنج.از هر نوع حرکت بازماندن در شطرنج ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || توسعاً مردن:
شد از رنج و از تشنگی شاه، مات
چنین یافت از چرخ گردان برات.فردوسی.رجوع به مات شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( شطرنج ) شاه شطرنج شاه شطرنج شخص بوضعی گرفتار شدن که نتواند از آن خلاص شود.
حیران و سرگردان شدن

جمله سازی با مات شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوکه اغلب، سایه‌روشن‌های گرد و کوچک پس‌زمینه است که بیش‌تر آشکار هستند، مانند انعکاس‌های زیبا از منابع نور که جلوهٔ خاصی به عکس می‌بخشند. البته افکت بوکه به سایه روشن‌ها محدود نمی‌شود، مات شدن در تمامی نواحی خارج از فوکوس عکس رخ می‌دهد.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز