لغت نامه دهخدا
گنبد اعظم. [ گُم ْ ب َ دِ اَ ظَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فلک اعظم است که فلک الافلاک باشد و عرش اعظم همان است. ( برهان ). عرش مجید. ( مؤید الفضلاء ):
فیلسوف اعظم و حرز امم کز روی وهم
جای او جز گنبد اعظم نخواهی یافتن.خاقانی.
گنبد اعظم. [ گُم ْ ب َ دِ اَ ظَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فلک اعظم است که فلک الافلاک باشد و عرش اعظم همان است. ( برهان ). عرش مجید. ( مؤید الفضلاء ):
فیلسوف اعظم و حرز امم کز روی وهم
جای او جز گنبد اعظم نخواهی یافتن.خاقانی.
فلک اعظم است که فلک الافلاک باشد و عرش اعظم همانست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میروم در عشق همبر با فرید تا قدم بر گنبد اعظم زنم
💡 سقفش به قدر گنبد اعظم شمر که هست قطب و مجره رنگسه و جفت معبرش
💡 گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
💡 ار تخت نهی ما را در صف ملایک نه ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
💡 گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم دود از نهاد گنبد اعظم بر آورم
💡 آهی اگر زنم به سحر چون صدا ز کوه غوغا ز هفت گنبد اعظم برآورم