لغت نامه دهخدا
هفت خاتون. [ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایت از هفت کوکب است که سبعه سیاره باشد. ( برهان ):
هفت خاتون را در این خرگاه سبز
داه این درگاه والا دیده ام.خاقانی.رجوع به هفت اختر، هفت اختران و هفت ستاره شود.
هفت خاتون. [ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایت از هفت کوکب است که سبعه سیاره باشد. ( برهان ):
هفت خاتون را در این خرگاه سبز
داه این درگاه والا دیده ام.خاقانی.رجوع به هفت اختر، هفت اختران و هفت ستاره شود.
کنایت از هفت کوکب است که سبعه سیاره باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببین نُه طبق برتر از هفت قلعه ببین هفت خاتون بر از چار ماما
💡 همچنین در کتاب هفت خاتون هفت قلعه نوشته دکتر باستانی پاریزی که تحقیقات زیادی در باره آناهیتا الهه معبد زرتشت شدهاست در صفحه 270 اینچنین نام پیوه ژن توصیف شدهاست: پیوه ژن هیچ ربطی به بیوه زن ندارد و این فقط تلفظ اشتباه آمیانه بودهاست و نام اصلی پیوه ژن را طبق مطالعات و تحقیقات اینطور بودهاست.
💡 بود روشن سپهر از هفت خاتون شود بینا دو چشم از هفت پرده