لغت نامه دهخدا
نشست و خیز کردن. [ ن ِ ش َ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشست و خاست کردن. معاشرت کردن. رفت و آمدداشتن. هم نشینی کردن: گفتند چرا بزرگ شمابا گنهکاران نشست و خیز می کند. ( دیاتسارون ص 116 ).
نشست و خیز کردن. [ ن ِ ش َ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشست و خاست کردن. معاشرت کردن. رفت و آمدداشتن. هم نشینی کردن: گفتند چرا بزرگ شمابا گنهکاران نشست و خیز می کند. ( دیاتسارون ص 116 ).
نشست و خاست کردن. معاشرت کردن. رفت و آمد داشتن. هم نشینی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جولانی تو راست که جولان ز لعب تو صد رستخیز خاسته از هر نشست و خیز
💡 سمبات در برابر این ائتلاف تا به قلعه مستحکم کاپویت عقب نشست و در آنجا به مدت یک سال (تا ۹۱۳ میلادی) به محاصره افتاد. سرانجام تسلیم شد به این شرط که پادگان دژ در امان بمانند و به جان ایشان تجاوز نشود. یوسف این شرط را پذیرفت ولی به آن وفا نکرد. شاه سمبات را به اسیری گرفت و سپس او را اعدام کرد.
💡 لوون دوم پادشاهی ارمنی کیلیکیه پسر نداشت، فقط دختری داشت به نام زابل که پس از مرگ پدرش در ۱۲۲۰ میلادی برتخت سلطنت نشست و یک شورای نیابت سلطنت هم دستیار او شد. در واقع ارمنستان جدید در طول شش سال بعد (۱۲۲۰–۱۲۲۶) به وسیله یکی از آن نایب السلطنهها یعنی بارون بزرگ کنستانتین اداره میشد که از سرداران قدیمی لوون دوم بود و زمام همه امور مملکت را در دست خود گرفت.
💡 اسماعیل میرزا در ۲۷ جمادیالاول ۹۸۴ ق / ۱۵۷۶ م بر تخت نشست و پس از تاجگذاری انتقام شاهانهای از همگی مخالفان خود گرفت. او هرگز به برادران و عموزادگان اشفاق و مهربانی نکرد و به قول اسکندر بیک ترکمان «آنها را خار گلزار دولت خود میدانست».
💡 جان نعره میزند که زهی عشق آتشین کاب حیات دارد با تو نشست و خاست
💡 او میهمان من بدو من میزبان او مهمان نشست و خوان به بر میزبان نهاد