قران خوان

لغت نامه دهخدا

( قرآن خوان ) قرآن خوان. [ ق ُرْ خوا / خا ] ( نف مرکب ) قرآن خواننده. قاری. عابد. پارسا. شخصی که پیوسته قرآن خواند. ( برهان ): و جده ای بود مرا زنی پارسا و خویشتن دار و قرآن خوان. ( تاریخ بیهقی ). || کنایه از شخصی است که او را از حکومت و منصب معزول کرده باشند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( قر آن خوان ) ( صفت ) ۱ - آنکه قر آن خواند قاریقر آن ۲ - شخصی که او را از حکومت و منصبی مهم معزول کرده باشند.

جمله سازی با قران خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قران خوانِ معنی است، هان ای قران خوان یکی میزبان کیست این شهره خوان را؟