لغت نامه دهخدا
منتقه. [ م ُ ت َ ق ِه ْ ] ( ع ص ) به شده از بیماری و ناقه و دارای نقاهت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منتقه. [ م ُ ت َ ق ِه ْ ] ( ع ص ) به شده از بیماری و ناقه و دارای نقاهت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود غناي آثار فرهنگي و تاريخي منتقه اردبيل متأسفانه کارهاي تحقيقاتي و پژوهشي اندکي در زمينه شناخت اين اثار صورت گرفتهاست و در مورد تپه قلعه کوراييم هم تا کنون هيچ کاري صورت نپزيرفته وکار تحقيقي تعين حريم اين محوطه اولين تلاش در زمينه شناسايي ابعاد فرهنگي در جهت حفظ و حراست آن است. منبع:وبلاگ داستان کورائیم