لغت نامه دهخدا
فرنل. [ ف ِ ن ِ ] ( اِخ )کسی که بهمراه یک هیأت فرانسوی و بعنوان رئیس هیأت در سال 1852 م. برای تحقیق در تمدن بابل قدیم مأمور شد. ( از ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 54 ).
فرنل. [ ف ِ ن ِ ] ( اِخ )کسی که بهمراه یک هیأت فرانسوی و بعنوان رئیس هیأت در سال 1852 م. برای تحقیق در تمدن بابل قدیم مأمور شد. ( از ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 54 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دستگاه از جعبهای بزرگ تشکیل شده که لامپی بسیار قوی و پنکهای برای خنک کردن لامپ در آن قرار گرفته است. بر روی جعبه یک عدسی فرنل بزرگ قرار گرفته که پرتوهای نور را همراستا میکند. بالای جعبه، بر روی یک بازوی بلند، آیینه و عدسیای قرار دارد که نور را کانونی کرده و مسیر آن را رو به جلو تغییر میدهند.
💡 نسل جدید تأمین کنندههای انرژی خورشیدی گرمایی از عدسی فرنل برای متمرکز کردن انرژی خورشیدی به منظور تولید انرژی الکتریکی استفاده میکنند. یکی از مهمترین دلایل استفاده از این نوع عدسیها ارزان بودن قیمت لنز آن است.
💡 اولین مقالههای ریاضی سیلوستر در نظریهٔ نوری فرنل و قضیه استورم بود. سپس به تشویق کیلی به نوشتن مقالات مهمی در جبر جدید پرداخت. وی مقالاتی در نظریه حذف، نظریه تبدیل، صورتهای کانونی، دترمینانها، حساب صورتها، نظریه افراز، نظریه پایاها، روش چبیشف در خصوص تعداد اعداد اول در حدود معین، مقادیر ویژه ماتریسها، نظریه معادلات، جبر چندگانیها، نظریه اعداد، ماشینهای مفصلی، نظریه احتمالات و عکس سازهها نوشت.
💡 از طرف دیگر جمله "تداخلسنج فیزو" به چیدمان تداخل سنجی اشاره میکند که توسط ایپولیت فیزو در یک آزمایش معروف در سال ۱۸۵۱ مورد استفاده قرار گرفت که به طور کلی فرضیه نسبی اتر آگوستین فرنل را حمایت میکرد. این چیدمان در نهایت نقش وسیلهای را بازی کرد که موجب به وجود آمدن بحرانهایی در فیزیک شد که نتیجه آن پیدایش نظریه نسبیت خاص انیشتین شد