لغت نامه دهخدا
فروریخته. [ ف ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) هرچه بر زمین ریخته شده باشد از آب و خون و جز آن. || هدررفته و از میان رفته. رجوع به فروریختن شود.
فروریخته. [ ف ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) هرچه بر زمین ریخته شده باشد از آب و خون و جز آن. || هدررفته و از میان رفته. رجوع به فروریختن شود.
هر چه به زمین ریخته شده باشد از آب و خون و جز آن. یا هدر رفته و از میان رفته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این بنا تاکنون اقدام مرمتی صورت نگرفته و بخشی از آن تخریب شده است؛ به طوری که قسمتی از سقف فروریخته است. حال آن که با توجه به قرار گرفتن بنای دادرس در مرکز شهر و تاریخی بودن آن به گفتهٔ دوستداران میراث فرهنگی میتوان آن را به یک مرکز فرهنگی-خدماتی همچون فرهنگسرا، موزه مردمشناسی، چایخانه یا نگارخانه تبدیل کرد.
💡 امروزه پس از سالها که از آغاز کاوشهای باستانشناسی در بیشاپور میگذرد بسیاری از بناهای برپای آن زمان فروریخته و تهرنگ معماری آن در زیر آوار فروریخته بناها مدفون ماندهاست از اینرو کمتر میتوان سیمای آن روز شهر را دید و از هیئت عمومی بناهای نیمه بر پای آن مبهوت ماند.
💡 فضاهای باز در بِرشهای فروریخته باستانی یکی دیگر از منابع مهم وگ است. تورفتگیها همچنین ممکن است زمانی تشکیل شوند که بلورهای معدنی یا سنگوارهای درون حمیره سنگ بعداً از طریق فرآیندهای فرسایش یا فروپاشی برداشته شوند و حفرههای نامنظمی را پشت سر بگذارند. سطوح داخلی این گونه تورفتگیها اغلب با یک رویهٔ بلورین پوشیده شدهاست.
💡 گیاهان در تحقیقات علمی به منظور ایجاد رنگهای جدید در گیاهان و ایجاد محصولات مختلف مهندسی میشوند. در اصطلاح دانش ژنتیک، به این گیاهان تراریخته و فروریخته گفته میشود. گیاهانی که دارای ژنهای بیشتری نسبت به گیاه معمولی باشند را تراریخته و گیاهانی که ژنهایی از آنان کم شده باشند را فروریخته مینامند.
💡 کامبوج میگوید که یک معبد متعلق به سده یازدهم میلادی که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدهاست، در جریان درگیریهای فرامرزی با نیروهای ارتش تایلند خسارت دیدهاست. به گفته مقامهای کامبوجی، بخشی از معبد پریه ویهیر - که مورد مناقشه دو کشور است - پس از بمباران نیروی هوایی تایلند فروریخته است. بیبیسی فارسی، دویچهوله فارسی