مرانه

لغت نامه دهخدا

( مرانة ) مرانة. [ م ُرْ را ن َ ] ( ع اِ ) نیزه نرم. ( مهذب الاسماء ). واحد مران است. رجوع به مُرّان شود. || درختی که از آن نیزه می سازند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مُرّان شود.
مرانة. [ م َ ن َ ] ( ع اِمص ) نرمی. ( منتهی الارب ). || ( مص ) نرم شدن و نرم گردیدن با اندکی سختی. ( از منتهی الارب ). در صلابت نرم گشتن: مَرَن َ الشی ُٔ؛ لان فی صلابة. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). مُرون. مرونة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سخت گردیدن: مرن وجهه علی الامر و یده علی العمل؛ صلب. ( از اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). مرون. مرونة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || عادت کردن.( تاج المصادر بیهقی ). خوی کردن بر چیزی. ( از منتهی الارب ). معتاد شدن و مداومت دادن. ( از اقرب الموارد ). مرون. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) زغال اخته.
نرم شدن

جمله سازی با مرانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر کنی پرده ز رخ دور مرانه چشم مرا بود لایق و شایسته نظاره تو

💡 ج نبش من همه ز جنبش اوست هیچ بی او مرانه پش ت و نه روست

💡 ز جای کند بنای مرانه عشق و نه درد بجای من که نماندم بجا چه سوک و چه سور

💡 ز دیدنت همه را کار با نوا و مرانه که سالهاست که من نیز بی‌نوای تو بودم

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز