نرم گشتن

لغت نامه دهخدا

نرم گشتن. [ ن َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نرم شدن.رام شدن. مطیع و منقاد شدن. رجوع به نرم شدن شود.
- نرم گشتن سر؛ رام شدن. به راه آمدن:
تو شاهی و با شاه ایران بگوی
مگر نرم گردد سر جنگ جوی.فردوسی.- نرم گشتن گردن؛ رام شدن. مطیع شدن:
همه گردن سرکشان گشت نرم
زبان چرب و دل ها پر از خون گرم.فردوسی.

جمله سازی با نرم گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر صد ره کنی داودی آ هنگ نخواهد نرم گشتن این دل سنگ

بشری یعنی چه؟
بشری یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز