فساد انگیختن

لغت نامه دهخدا

فساد انگیختن. [ ف َ / ف ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) آشوب و فتنه به پا کردن. یاغی شدن. سر به شورش برداشتن. قیام کردن: باشد که سوی ختلان و چغانیان و ترمذ آید و فسادی انگیزد. ( تاریخ بیهقی ). اگر قصد او کردندی بسیار فساد انگیختی. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

آشوب و فتنه به پا کردن. یاغی شدن.

جمله سازی با فساد انگیختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غافلی کز این فساد انگیختن مر مرا واجب کنی خون ریختن

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز