گنبدان. [ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان هریس بخش مرکزی شهرستان سراب که در 2000 گزی خاور سراب و 1000 گزی راه شوسه سراب به تبریز واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش 330 تن است. آب آن از چشمه و چاه تأمین میشود. محصول آن غلات و بزرک و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
گنبدان. [ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لواز بخش قروه شهرستان سنندج که در 26000گزی جنوب خاور گل تپه و 7000گزی خاور راه شوسه همدان به بیجار واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش 500 تن است. آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات، انگور، صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است که در تابستان از راه خوشاب اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج
گنبدان (بهار). گُنبَدان ( یا گنبذان ) یکی از روستاهای استان همدان است که در دهستان سفالگران بخش لالجین شهرستان بهار واقع شده است.
گنبدان (سراب). گنبدان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشتاسپ به تحریک گرزم، اسفندیار را متهم به چشم داشتن به تاج و تخت شاهی کرده و او را در دژ گنبدان زندانی کرد و خود از بلخ به سیستان سفر کرد. ارجاسپ شاه توران از خلاء قدرت در پایتخت و دربند شدن اسفندیار آگاهی یافته و به ایران لشکر کشید.
💡 چون هم طبری نام دژ گنبدان را به گونهٔ «دژ زنان» ترجمه کرده و هم ثعالبی آن را کمیذان ضبط کرده که گونهٔ تحریفشدهٔ کمنذان است، اینگونه پیشنهاد شده است که واژه «گنبدان» خود تحریفشدهٔ کَنْبَدان باشد.
💡 در قسمت شرقی دهستان بقایایی از یک معبد بسیار بزرگ به جا مانده که به توول کای مرتضایی (اتاقهای کائید مرتضی) که از اجداد مردم این دهستان است معروف است این ساختمان که در نزدیکی آن سه گنبدان که شامل سه گنبد آتشکده بزرگ میباشد نیز موجود است.
💡 از آثار تاریخی این روستا میتوان به گنبدان گبر در چرزو، تنگ آسیاب، تکیه، قلعه برج، ده بزرگ و قلعه شاه بهمن اشاره کرد.
💡 روستایی کوهستانی در نزدیکی سه گنبدان میباشد که هماکنون به خاطر وجود سد مارون خالی از سکنه میباشد.