گرمش

لغت نامه دهخدا

گرمش. [ گ َ م ِ ] ( اِمص، اِ ) گرمی و حرارت. || تب. ( آنندراج ).

جمله سازی با گرمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از باد خزان سرد نگردد دل گرمش هر غنچه که خندید به روی قفس ما

💡 یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست

💡 چو شد گرمش از آتش می دماغ برافروخت طبعش چو روشن چراغ

💡 گر نه مهر اندر کمان چون تیر مییابد و بال پس چرا آن تاب گرمش سرد چون مهتاب شد

💡 می توان فیض بهار از نفس گرمش یافت هر که را در جگر از تازه گلی خاری هست

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز