ویرو

لغت نامه دهخدا

ویرو. ( اِخ ) دهی است از بخش رامیان شهرستان گرگان با 480 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ اسم ها

اسم: ویرو (دختر) (فارسی) (تلفظ: viro) (فارسی: ویرو) (انگلیسی: viro)
معنی: نام پهلوان و سپهداری در منظومه ویس و رامین

دانشنامه عمومی

ویرو (بورومو). ویرو شهری در شهرستان بورومو در استان باله در بورکینافاسوی جنوبی است و جمعیت آن ۱۰۰۱ نفر است.

جمله سازی با ویرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ویرو خویشتن را چون رسانم ز موبد جان خود را چون رهانم

💡 مرا ویرو خداوندست و شاهست به بالا سرو و از دیدار ماهست

💡 [اگر چه شاه و خود کام است ویرو فرشته نیست پرورده به مینو]

💡 در ایران نیست جفتی با تو همسر؛ مگر ویرو که هستت خود برادر.

💡 چو بشنید این سحن ویرو ز خواهر برو آن حال شد از مرگ بدتر

💡 نگارا شرم دار از روی ویرو کجا کس را برادر نیست چون او

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز