وصالی

لغت نامه دهخدا

وصالی. [ وَص ْصا ] ( حامص ) عمل وَصّال. ترمیم و اصلاح و صحافی کتابی کهنه که بخشی از اوراق آن اسقاط شده باشد. پیوند کردن کتاب کهنه یا ازکاررفته. ( آنندراج ):
چند در ملک عدم تعمیر را والی کنم
این کهن مجموعه را تا چند وصالی کنم ؟محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| پینه دوزی کردن در جامه. ( آنندراج ). شغل و حرفه آن کس که چیزی را وصله میکند و درپی می نماید. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عمل و شغل وصال ۱ - وصله کنندگی. ۲ - پینه دوزی.

جمله سازی با وصالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراست زنده آنست که با دوست وصالی دارد

💡 نه با تو وصالی نه از تو سلامی بنام ایزد الحق چه فرخنده یاری

💡 کو بزم وصالی که دل سادهٔ من باز آیینه صفت، محو سراپای تو باشد؟

💡 ز اشتیاق وصالی که دست داد اکنون در انتظار مرادی که رو نمود الحال

💡 خوش وصالی بُد رخ این باغبان تا چه آمد بر سرش از گرم و سرد

محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز