فوطه باف
مترادفها
حولهباف
لغت نامه دهخدا
فوطه باف. [ طَ / طِ ] ( نف مرکب )فوطه بافنده. آنکه فوطه بافد. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه فوطه بافد.
جمله سازی با فوطه باف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوی برد از جمله مردم فوطه باف و نیل گر عالمی را موی تابی گرددت زیر نگین