فسرده خاطر
متضادها
آسودهخاطر، آرام
لغت نامه دهخدا
فسرده خاطر. [ ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ طِ ] ( ص مرکب ) فسرده دل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فسرده دل شود.
فرهنگ فارسی
فسرده دل
جمله سازی با فسرده خاطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همیشه در شب غم با خیال مهرویان فسرده خاطر و روشن روان چو مهتابیم
💡 پس از اتمام تمام مراحل دشوار پروژه و رسیدن به موفقیت بزرگ، تیم اجرایی با فسرده خاطر و آرامش به استراحت و تجدید قوا پرداختند.
💡 او توانست با حل تمام مشکلات خانوادگی و کاری، دوباره با فسرده خاطر به فعالیتهای روزمره و تعامل با دوستان خود بازگردد.
💡 وقتی انسان تمام وظایف خود را با دقت انجام میدهد، میتواند در پایان روز با فسرده خاطر و بدون نگرانی به خواب برود.