نور فشان

لغت نامه دهخدا

نورفشان. [ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) نورافشان. نورپاش. نورافکن. که بر اشیاء دیگر پرتو افکند و نورفشانی کند.

فرهنگ فارسی

نور افشان. نور پاش. نور افکن. که بر اشیائ دیگر پرتو افکند و نور فشانی کند.

جمله سازی با نور فشان

💡 صبح که بر حاشیه این چمن زد علم نور فشان نسترن

💡 ندای نور فشان روشنائی دل و جان ندای شرک زدا لا اله الا هو

💡 هم چو، فواره مه دامن او نور فشان همچو جواله صبح آتش او مشک دم است

💡 از نفوذ بصر نور فشان بیند از رهروی مور نشان

💡 مژده دل داد بهر سینه نور فشان کرد هر آئینه

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز