چهار تیغه

لغت نامه دهخدا

چهارتیغه. [ چ َ / چ ِ غ َ/ غ ِ ] ( ص مرکب ) که آن را چهار تیغه ( تیغ ) باشد. دارای چهارتیغ. رجوع به تیغ شود.
- قلمتراش چهارتیغه؛ قلمتراش یا چاقوئی که چهار تیغ داشته باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

که آنرا چهار تیغه باشد. دارای چهار تیغ.

جمله سازی با چهار تیغه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مدل ب‌فاو ۱۳۸سی-۱ بدنه هواگرد هر چه بیشتر تقویت و یک ملخ چهار تیغه در موتور میانی نصب شد. هواگردهای ب‌فاو ۱۳۸ب-۱ نیز با این ملخ باز تجهیز شدند. علاوه بر این در مدل سی-۱ یک توپ خودکار به طرف راست بدنه افزوده شد که بیسیم‌چی آن را به‌کار می‌گرفت. یک مسلسل ۱۳ میلی‌متری ام‌گه ۱۳۱ هم در جایگاه محفظه میانی نصب شد. زیرْ مدل ب‌فاو ۱۳۸سی-۱/او۱ تسلیحات بیشتری داشت.

💡 بدین منظور، گروهی به رهبری اولریش هوتر هواگرد گوپینگن گو ۹ را به عنوان بستر آزمایش مفهوم طراحی کرد. این هواگرد یک موتور هیرت هااِم ۶۰اِر با توان ۸۰ اسب بخار داشت که در گرانی‌گاه زیر بال‌شانه‌ای بود. محور محرک از درون یک دم‌سازه نازک و طولانی پشت بال‌ها به یک پیشران چوبی چهار تیغه در دُم صلیبی‌شکل می‌رفت. گو ۹ نخستین بار سال ۱۹۴۰ به پرواز درآمد و نشان داد کاربرد پیشران فشاری از پشت کارآمد و امن است. با این وجود، دفتر فنی وزارت هوانوردی رایش در این زمان از دورنیه خواست کار بر روی جنگنده را رها و بر تولید بمب‌افکن و قایق پرنده تمرکز کند.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز