پشت و رو کردن
مترادفها
زیر و رو کردن، واژگون کردن
لغت نامه دهخدا
پشت و رو کردن. [ پ ُ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مقلوب کردن. منقلب کردن. برگرداندن جامه بصورتی که رو پشت و پشت رو شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) وارونه کردن جامه کیسه قبا و مانند آن.
جمله سازی با پشت و رو کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در حدود ۷ صبح در راهآهن سراسری نیس بود و پس از پشت و رو کردن کاپشن و تعویض کفشها و طی ۴۰۰ متر، به کلیسا رسید و از درب جانبی وارد میشود.