هم شهر

لغت نامه دهخدا

هم شهر. [ هََ ش َ ] ( ص مرکب )ساکنان یک شهر. ( آنندراج ): مرا مرد به کار است خاصه شما که همشهرهای منید. ( تاریخ سیستان ).
تو هم شهری اورا و هم پیشه ای
هم اندر سخن چابک اندیشه ای.اسدی.

جمله سازی با هم شهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم کوه حلمش را کمر، هم چرخ خلقش را قمر هم شاخ شرعش را ثمر، هم شهر علمش را دری

💡 گوموش‌خانه نام یکی از استان‌های ترکیه است که مرکز آن هم شهر گوموش‌خانه است.

💡 ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده کو خانه نشانم ده من خانه نمی‌دانم

💡 جهان‌پناه چهارمین شهر قرون وسطایی بود که با هم شهر دهلی در هند را تشکیل می‌دادند.

💡 دیدم آمد شتابان، آمد چو ماه تابان هم شهر و هم بیابان، چون روز روشنا کرد

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز