لغت نامه دهخدا
نیل گر. [ گ َ] ( ص مرکب ) نیل کار. کسی که با نیل رنگ می کند. ( ناظم الاطباء ). صباغ. رنگرز. ( یادداشت مؤلف ):
نیلگر یاری وز غم بر من
نیلگون کرده ای جهان یکسر.مسعودسعد.
نیل گر. [ گ َ] ( ص مرکب ) نیل کار. کسی که با نیل رنگ می کند. ( ناظم الاطباء ). صباغ. رنگرز. ( یادداشت مؤلف ):
نیلگر یاری وز غم بر من
نیلگون کرده ای جهان یکسر.مسعودسعد.
رنگرزی که چیزی را با نیل رنگ می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فرق نیل گر در خوشاب است یقین کان نیل نیسانی سحاب است
💡 چشمه آب از میانه نیل گر جدا میکنی بگردد پیل
💡 کوچه ها پیدا شود در آسمان چون رود نیل گر ز عزم صادق آرد رو به این نیلی حصار