لغت نامه دهخدا
نرگس مخمور. [ن َ گ ِ س ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نرگس نیم خواب معشوق. ( ناظم الاطباء ). کنایه از چشم پرخمار محبوب.
نرگس مخمور. [ن َ گ ِ س ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نرگس نیم خواب معشوق. ( ناظم الاطباء ). کنایه از چشم پرخمار محبوب.
نرگس نیمخواب معشوق کنایه از چشم پر خمار محبوب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نرگس مخمور تو مخمور بماندیم وز جام می لعل تو مستیم دگربار
💡 باده بی نرگس مخمور توام کرد خراب مشک بی طره تو دردسر آورد مرا
💡 جگر لاله سیه مست ز میخانه کیست مستی نرگس مخمور ز پیمانه کیست؟
💡 چون چشم خوشت نرگس مخمور نباشد بی روی تو در دیده ی ما نور نباشد
💡 از نرگس مخمور تو ای شور قیامت مستیم و چنان مست که هشیار نگردیم
💡 مجنونصفت از خلق رمد آهوی سرمست گر یک نظر آن نرگس مخمور ببیند