لغت نامه دهخدا
( فریداً ) فریداً. [ ف َ دَن ْ ] ( ع ق ) بتنهایی. فریداً وحیداً. ( از یادداشتهای مؤلف ).
( فریداً ) فریداً. [ ف َ دَن ْ ] ( ع ق ) بتنهایی. فریداً وحیداً. ( از یادداشتهای مؤلف ).
اسم: فریدا (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: faridā) (فارسی: فَريدا) (انگلیسی: farida)
معنی: منسوب به فرید، یگانه، یکتا، بی نظیر، بی مانند، ( فرید، ا ( پسوند نسبت ) )
فریدا (رود). فریدا رودی در ایالت هسن در غرب کشور آلمان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانجانی در اواسط دههٔ دههٔ ۱۳۳۰ با اشرف سبحانی ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند به نامهای فریدا (ساکن چین)، ماریا، علاءالدین و امیلیا شد.
💡 در دسامبر ۱۹۷۶ ان ساترلند هریس و لیندا ناکلین یک نمایشگاه با عنوان «زنان هنرمند» در موزه هنر لس آنجلس برگزار کردند و آثار زنان در میان سالهای ۱۵۵۰ تا ۱۹۵۰ را به نمایش گذاشتند. این نمایشگاه تأثیر مهمی بر کشف دوباره الگوهای تاریخی زنان هنرمند، همچون آرتمیزیا جنتیلسکی (۱۵۹۳–۱۶۵۱)، پائولا مدرسون بکر (۱۸۷۶–۱۹۰۷) و فریدا کالو (۱۹۰۷–۱۹۵۴) گذاشت.
💡 از طرفی، اِرهارت، پسر جان گابریل و گونهیلد که سالها دور از آنها و در خانهٔ خالهاش (اِلا) زندگی کرده است، حالا دانشجوست و در شهر زندگی میکند. او با خانم ویلتون، بیوه زنی نه چندان خوشنام، معاشرت دارد. اِرهارت به دختر فولدال، فریدا، که نزد خانم ویلتون زندگی میکند، درس پیانو یاد میدهد تا به این شکل محبت فولدال را جبران کند و گاهی فریدا نیز برای جان گابریل پیانو مینوازد.
💡 حافظه یا قلب تابلویی از نقاش مکزیکی، فریدا کالو (۱۹۰۷ - ۱۹۵۴) است که در سال ۱۹۳۷ با رنگ و روغن روی فلز در ابعاد ۲۸ × ۴۰ سانتیمتر کشیده است.
💡 به نظر میآید دو حیوان تیرهرنگ همراه فریدا هیچیک خوشآیند نباشند: گربه وحشی در کمین مرغ مگس است و میمون در حال کشیدن گردنبند که بر درد آن میافزاید.