لغت نامه دهخدا
نوبان. [ن ُ ] ( اِ ) پادشاهزاده. ( ناظم الاطباء ). مصحف نویان، لغت ترکی - مغولی است. رجوع به نویان و نوئین شود.
نوبان. [ن ُ ] ( اِ ) پادشاهزاده. ( ناظم الاطباء ). مصحف نویان، لغت ترکی - مغولی است. رجوع به نویان و نوئین شود.
پادشاهزاده مصحف نویان لغت ترکی مغولی است ٠
اسم: نوبان (پسر) (ترکی) (تلفظ: noban) (فارسی: نوبان) (انگلیسی: noban)
معنی: شاهزاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بین این بادها، سه نوع زار، نوبان و مشایخ شیوع بیشتری دارند، اما باد جن هم در بعضی نقاط مثل لنگه، قشم و هرمز دیده شدهاست. باد پری نیز در بندرعباس و اطراف آن کم و بیش شایع است و به آن باد پریوار هم میگویند.