نشست و خفت

لغت نامه دهخدا

نشست و خفت. [ ن ِ ش َ ت ُ خ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) مصاحبت. مؤانست. هم نشینی:
آن را که به سرش در خرد باشد
با دیو نشست و خفت چون دارد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

مصاحبت. موانست. هم نشینی.

جمله سازی با نشست و خفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن را که به سرش در خرد باشد با دیو نشست و خفت چون یارد؟

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز