موچک

لغت نامه دهخدا

موچک. [ چ َ ] ( ترکی، اِ ) موچاک. جعل و زنبور سیاه. || ماچ و بوسه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موچاک شود.

جمله سازی با موچک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشته آن طرز نگاهم و بنده آن زلف سیاه، قربان آن زلفک های کوچک موچک که گوئی به خون کبوتر دل چنگل باز است یا ناف آهوی طراز، سبک آن قطع و اندامم و مملوک آن رفتار و خرام، فرد:

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز