مهره فروشی

لغت نامه دهخدا

مهره فروشی. [ م ُ رَ / رِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل مهره فروش. خرازی. || ( نف مرکب ) محل فروختن مهره.

فرهنگ فارسی

عمل مهره فروش خرازی یا محل فروختن مهره.

جمله سازی با مهره فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیغ او تا به جهان جوهری بازار است بجز از مهره فروشی نبود پیشه ی مار