منفرجه
مترادفها
تک، یگانه، واحد، انفرادی
لغت نامه دهخدا
منفرجه. [ م ُ ف َ رِ ج َ / ج ِ ] ( از ع، ص ) منفرجة. تأنیث منفرج. رجوع به منفرج شود.
- زاویه منفرجه؛ زاویه ای که بزرگتر از زاویه قائمه باشد. ( ناظم الاطباء ). فرهنگستان ایران «گوشه باز» را به جای این کلمه انتخاب کرده است. رجوع به زاویه و ترکیبهای آن شود.
فرهنگ معین
(مُ فَ رِ جِ ) [ ع. منفرجة ] مؤنث منفرج، زاویه ~ زاویه ای که بیشتر از ۹٠ درجه باشد.
فرهنگ عمید
= منفرج: زاویهٴ منفرجه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث منفرج
ویکی واژه
منفرجة مؤنث منفرج؛ زاویه ~ زاویهای که بیشتر از ۹۰ درجه باشد.
جمله سازی با منفرجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زرآوند یک گیاه علفی با ساقه زیرزمینی چندساله و پایا است. ساقه هوایی آن به بلندی ۴۰–۳۰ سانتیمتر است و در محل اتصال برگها زاویه منفرجه ای دارد. این گیاه دارای برگهای کامل، متناوب، قلبی و نوک تیز است. برگهای زرآوند گرد بی دندانه و زبر و در برگهای زرآوند دراز با دندانه و دمبرگ است. در این گیاه گلها که از فاصله بین برگ و ساقه خارج شده و دارای رنگ ارغوانی یا صورتی بوده و بوی نامطبوعی دارند. ساقه زیرزمینی یا بیخ آن کلفت و به ضخامت حدود یک انگشت کلفت و با رنگ ظاهری تیره مایل به سرخی با طعمی کمی تلخ است. مرغوبترین آن بیخی است که به رنگ زعفرانی و ضخیم باشد و کهنه تر از دو سال نباشد.