لغت نامه دهخدا
نامطبوعی. [ م َ] ( حامص مرکب ) صفت نامطبوع. رجوع به نامطبوع شود.
نامطبوعی. [ م َ] ( حامص مرکب ) صفت نامطبوع. رجوع به نامطبوع شود.
۱ - ناخوشایندی.۲ - بی قدری حقارت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال ۹۷ برای نخستینبار در روز چهارشنبه مورخ ۱۲ دی ماه، در سال ۹۸ در روزهای ۱۱، ۱۷، ۲۳ و ۲۴ آذرماه و روز یکم دی ماه، و در سال ۹۹ در ۸ آذر ماه بوی نامطبوعی در بخشهایی از شهر تهران برای چند ساعت استشمام شد.
💡 ۱۲ دیماه سال ۱۳۹۷ حوالی ساعت ۱۵ بوی نامطبوعی در بخشهایی از تهران از جمله زعفرانیه، آرژانتین، فاطمی، خیابان فلسطین، گمرک و… استشمام شد و تا پاسی از شب این بو ادامه داشت. در ۱۳ و ۲۳ آذر و همچنین ۲۶ آذر ۱۳۹۸ بوی نامطبوع دوباره بخشهایی از تهران را فراگرفت و البته بیشتر در مناطق ۲، ۴، ۶، ۱۷، ۱۰ و ۱۱ بود و تقریباً بو شبیه تخممرغ گندیده بود.
💡 این بیماری دراکثر نقاط ایران به انواع درختان میوه هسته دارمانند زردآلو، هلو، شلیل، آلبالو، گوجه، بادام و در برخی مواقع به گیلاس خسارت وارد میکند و به دلیل جوشها و لکههایی که روی میوه زردآلو به وجود میآورد، ارزش صادراتی برگه زردآلو و قیسی را کاهش داده و طعم نامطبوعی به میوه میدهد.
💡 «حل» در موسیقی تونال پایهای قوی دارد، در موسیقی آتونال چون حاوی یک سطح ثابت از نامطبوعی و فاقد یک مرکز تنال است، نمیتواند لزومِ نیاز به حل را برطرف کند.
💡 دیلدرین بوی نامطبوعی دارد و با اغلب قارچکشها و حشرهکشها قابل اختلاط است. خاصیت سمی دیلدرین نسبت به حشرات ناقل بیمارها ۸ الی ۱۰ برابر ددت و پایدارتر از ان است. برای بسیاری از ناقلین به مقدار ۰٫۵ گرم برای هر مترمکعب به کار میرود. این حشرهکش به صورت محلول، گرد، پودر مویابل و کنسانتره امولسیفیابل وجود دارد.