مرزن
لغت نامه دهخدا
مرزن. [ م َ زَ ] ( اِ ) موش. ( برهان قاطع ). در مرزنگوش و مرزن آباد که قریه ای است در حوالی چالوس با موش های بزرگ و فراوان «مرزن » باقی مانده است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به مرز و نیز رجوع به مرزنگوش شود.
فرهنگ فارسی
موش
جمله سازی با مرزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عزیزالله خان میار و دیگر کلارستاقیها و کجوریهای عضو حزب جنگل به پاس دفاع از استقلال کشور مفتخر به دریاقت تقدیرنامه و کسب مدال افتخار از محمدرضاشاه پهلوی شدند. عزیزالله خان میار رهبر حزب جنگل کلارستاق در سال ۱۳۳۶ در سن ۵۷ سالگی در گذشت و در شهر مرزن آباد شهرستان چالوس به خاک سپرده شد.
💡 کلار دشت یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مرزن آباد استان مازندران قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، تنگستن است. در این اندیس، پاراژنزهای زیرکونیوم یافت میشوند.
💡 حزب کشاورز که بعدها حزب جنگل نام گرفت در اوایل پهلوی دوم برای مبارزه با حزب توده و کمونیستها توسط بومیان کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) در منطقهٔ کلارستاق ایجاد گشت.
💡 کلاردشت یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر مرزن آباد استان مازندران قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مرمریت است.
💡 حریث،(کشاورز) روستایی است از توابع بخش مرزنآباد شهرستان چالوس در استان مازندران ایران، فاصله این روستا تا شهر مرزن آباد ۹/۳ کیلومتر میباشد. شغل ساکنان این روستا دامداری و کشاورزی میباشد.
💡 دره ملکی یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مرزن آباد استان مازندران قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.