لغت نامه دهخدا
مرأب. [ م ِ ءَ ] ( ع ص ) کسی که چیز شکسته را اصلاح می کند و شکسته بندی می نماید. ( ناظم الاطباء ).
مرأب. [ م ِ ءَ ] ( ع ص ) کسی که چیز شکسته را اصلاح می کند و شکسته بندی می نماید. ( ناظم الاطباء ).
کسی که چیز شکسته را اصلاح می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعتراضات مردمی در 4 آوریل 1989 به اوج خود رسید، زمانی که ده ها هزار گرجی در مقابل خانه دولت (ساختمان مجلس در تفلیس) در خیابان روستاولی در تفلیس تجمع کردند. معترضان به رهبری کمیته استقلال ( شامل مراب کوستاوا، زویاد گامساخوردیا، گیورگی چانتوریا، ایراکلی باتیاشویلی، ایراکلی تسرتلی و دیگران) تظاهرات مسالمت آمیزی ترتیب دادند که بخشی از آن، اعتصاب غذا بود. آنها و خواستار مجازات جدایی طلبان آبخازستان و بازگرداندن استقلال به گرجستان بودند.
💡 بخشی از شهرت این روستا به دلیل درگذشت مراب کوستاوا از فعالان سیاسی گرجستانی در اثر تصادف در این منطقه است.