لغت نامه دهخدا
گل تسبیح. [ گ ُ ل ِ ت َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) امام تسبیح. ( غیاث ). امام سبحه. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 50 ):
چه حرف از گل تسبیح میزنی صائب
خمش چو سنبل زنگار رنگ میبارد.صائب ( از آنندراج ).
گل تسبیح. [ گ ُ ل ِ ت َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) امام تسبیح. ( غیاث ). امام سبحه. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 50 ):
چه حرف از گل تسبیح میزنی صائب
خمش چو سنبل زنگار رنگ میبارد.صائب ( از آنندراج ).
امام تسبیح. امام سبحه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه حرف از گل تسبیح می زنی صائب؟ خمش که سنبل زنار رنگ می بازد
💡 در خدمتم آنجا که برای گل تسبیح خاکی به کف آرم مگر از جای خم او
💡 تا به گردن در گل تسبیح باشم تا به کی؟ یک سر مو غیرت دین در تو ای زنار نیست
💡 به نعل واژگون نتوان مرا گمراه گرداندن گل تسبیح من از حلقه ز نار می چینم
💡 در آن ساعت که باشد نَشْوِ جانها گل تسبیح روید بر زبانها