نعل واژگون

لغت نامه دهخدا

نعل واژگون. [ ن َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کاری است که مردم بدان پی نبرند. ( برهان ) ( آنندراج ).
- نعل واژگون بستن؛ مردم را در جستجوی خود در شک انداخته بطرف خلاف مقصود سرگردان کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به نعل وارونه شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از کاری است که مردم بدان پی نبرند.

جمله سازی با نعل واژگون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در طریق ما که نعل واژگون خضر ره است بیشتر خون بر سر تیغ تغافل می‌شود

💡 زبیم چشم، گرد کعبه در بتخانه می گردم سمند عزم دوراندیش نعل واژگون دارد

💡 از نعل واژگون مرو از راه زینهار در زیر موج ریگ روان آب کوثرست

💡 آن را که راهزن نشود نعل واژگون ابروی ماه عید، هلال محرمی است

💡 مرا امید نشاط از سپهر چون باشد که ماه عید در او نعل واژگون باشد

💡 ز نعل واژگون آسمان امید آن دارم که از سرگشتگی آرد برون گرداب کشتی را

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز