کریه منظر

لغت نامه دهخدا

کریه منظر. [ ک َ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) زشت روی.( ناظم الاطباء ). کریه المنظر. بدگِل. بدنما. ناخوش دیدار. ( یادداشت مؤلف ). زشت صورت. بدقیافه:
شخصی نه چنان کریه منظر
کز زشتی او خبر توان داد.سعدی.ده بیست نفر از جرگه ازرق چشم کریه منظر را فرستاد. ( عالم آرا از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کریه روی شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) زشت صورت بد قیافه: ( ده بیست نفر از جراگ. ازرق چشم کریه منظر را فرستاد ). ( عالم آرا )

جمله سازی با کریه منظر

💡 شخصی نه چنان کریه منظر کز زشتی او خبر توان داد

💡 تو همچو مردم چشم کریه منظر خویش چنان کجی که نه‌ای راست با برادر خویش

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز