لغت نامه دهخدا
پوشیده دندان. [ دَ / دِ دَ ] ( ص مرکب ) لب فروبسته. مقابل خندان. || مجازاً دور از سپیده بام. تاریک. فرورفته در سیاهی:
شب آن به که پوشیده دندان بود
که آن لحظه میرد که خندان بود.نظامی.
پوشیده دندان. [ دَ / دِ دَ ] ( ص مرکب ) لب فروبسته. مقابل خندان. || مجازاً دور از سپیده بام. تاریک. فرورفته در سیاهی:
شب آن به که پوشیده دندان بود
که آن لحظه میرد که خندان بود.نظامی.
( صفت ) ۱- لب فرو بسته مقابل خندان. ۲- دور از سپید. بامداد تاریک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب آن به که پوشیده دندان بود که آن لحظه میرد که خندان بود