پلیس مخفی

مترادف‌ها

پلیس سری، مامور مخفی

متضادها

پلیس آشکار

لغت نامه دهخدا

پلیس مخفی. [ پ ُم َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کارآگاه. ( از لغات فرهنگستان ). عسس و محتسبی که لباس خاص ندارد تا شناخته نشود. و پلاکی که در بغل دارد گاه ِ ضرورت ارائه کند.

فرهنگ فارسی

کار آگاه

دانشنامه آزاد فارسی

پلیس مَخفی (secret police)
هر گونه نیروی امنیتی دولتی در داخل کشور، فعال برضد دگراندیشان سیاسی یا کسانی که قصد براندازی نظام را دارند؛ مانند، دفتر تحقیقات فدرال (اف بی آی) در ایالات متحدۀ امریکا و دایرۀ ویژه در انگلستان.

جمله سازی با پلیس مخفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منتقدان موسیقی از متن شعر و صدای لوپز در ترانه تعریف کردند، اما تهیه کنندگی‌اش را ناموفق دانستند. به همراه ترانه، یک موزیک‌ویدئو نیز برایش توسط سَنجی کارگردانی شده‌است. این موزیک ویدئو، لوپز را به عنوان یک پلیس مخفی اف‌بی‌آی به تصویر می‌کشد که عشقش را تحویلِ پلیس می‌دهد و پس از آن پشیمان می‌شود. «به تو نیاز دارم» در لیست ترانه‌های کنسرت انگلیسی جنیفر لوپز و مارک آنتونی در سال ۲۰۰۷ قرار گرفت.

💡 مامور پلیس مخفی با تغییر چهره و هویت خود، توانست به درون باند بزرگ قاچاق نفوذ کند و اطلاعات بسیار ارزشمندی را برای سازمان جمع‌آوری نماید.

💡 در بسیاری از فیلم‌های جنایی، نقش پلیس مخفی برای کشف حقیقت و بازداشت مجرمان خطیر در قالب‌های مختلفی به تصویر کشیده می‌شود.

💡 عملیات پیچیده پلیس مخفی در میان اعضای گروه مجرمانه، نیاز به دقت بالا و رعایت پروتکل‌های امنیتی بسیار سختگیرانه‌ای داشت تا لو نرود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران