ولم

ولم

ولم یکی از اصطلاحات پرکاربرد در زبان فارسی است که به طور معمول به معنای رها کردن یا بی‌خیال شدن به کار می‌رود. این واژه به نوعی احساس عدم توجه یا عدم اهمیت به موضوعی خاص را بیان می‌کند. در بسیاری از مواقع، افراد زمانی از این واژه استفاده می‌کنند که در برابر چالش‌ها یا مشکلاتی که پیش رویشان قرار دارد، احساس خستگی یا ناامیدی می‌کنند. به عبارت دیگر، زمانی که فردی می‌گوید ولم، نشان‌دهنده این است که دیگر تمایلی به ادامه تلاش یا پیگیری آن موضوع ندارد. این واژه می‌تواند در مکالمات غیررسمی و بین دوستان به کار رود و گاهی به عنوان یک شوخی یا بی‌توجهی به کار گرفته شود. با این حال، به کار بردن این اصطلاح در موقعیت‌های رسمی و جدی ممکن است نشانه‌ای از عدم مسئولیت‌پذیری یا عدم توجه به وظایف باشد. به همین دلیل، در انتخاب زمان و مکان استفاده از آن باید دقت کرد تا پیام مناسبی منتقل شود.

لغت نامه دهخدا

ولم. [ وَ ل َ /وَ ] ( ع اِ ) تنگ زین. تنگ پالان. || قید وزنجیر. || رسن که بدان تنگ پالان به آسانی بندند تا جنبش نکند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
ولم. [ وَ ل َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش لشت نشاء شهرستان رشت. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
ولم. [ وِ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان یخکش بخش بهشهر شهرستان ساری. سکنه آن 110 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

تنگ زین تنگ پالان.
ولم
ولم

جملاتی از کلمه ولم

گر مسلم کنی وگر نکنی گفتنی گفته شد، لم ولم کن
ای کرده تنم ز عشق مفتون وی کرده ولم ز رنج مدهوش
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم