هوس پختن

لغت نامه دهخدا

هوس پختن. [ هََ وَ پ ُ ت َ] ( مص مرکب ) به فکر هوس رانی بودن. هوس کردن: هر دم هوسی پزد و هر لحظه رایی زند. ( گلستان ).
وان دگرپخت همچنان هوسی
این عمارت به سر نبرد کسی.سعدی.هوس پختن از کودک ناتمام
چنان زشت نبود که از پیر خام.سعدی.- هوس خام پختن؛ آرزوی چیزی برنیامدنی داشتن.

فرهنگ فارسی

بفکر هوس رانی بودن هوس کردن

جمله سازی با هوس پختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با دل گفتم چو یار بی فرمانست این صبر هوس پختن بی‌پایانست

💡 در کاسهٔ سر دیگ هوس پختن تو چند هین بادهٔ خام آر و مکن خام درائی

💡 من سوختم آوخ ز هوس پختن او لیک بی‌آتش رز دیگ هوس خام توان یافت

💡 خام پندار سوخته جگران در هوس پختن وصال توایم

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز