لغت نامه دهخدا
هفت شمع. [ هََ ش َ ] ( اِ مرکب ) به معنی هفت سلطان است که کنایه از هفت کوکب باشد. ( برهان ).
هفت شمع. [ هََ ش َ ] ( اِ مرکب ) به معنی هفت سلطان است که کنایه از هفت کوکب باشد. ( برهان ).
بمعنی هفت سلطان است که کنایه از هفت کوکب است.
بمعنی هفت سلطان است که کنایه از هفت کوکب باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروغ بزم آن شب برده ناموس ازین هر هفت شمع و هفت فانوس
💡 بل هفت شمع چرخ گداران شود چو موم از بس که تف رسد ز نفسهای بیمرش